سيد محمد كمره اى
858
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
دو هفته قبل مرا دعوت به خانه محمد خان لنگ مهاجر نمودند . شب جمعه رفتم ، مصيب خان و ميرزا على آقاى منشى سفارت انگليس و چند نفر ديگر و ميرزا محمد على خان ثبت اسناد آنجا بودند . مثل خريد گندم و جو ، از حاضرين حوزه تقاضا مىكردند كه چند حوزه مىتوانى راه بيندازى ؟ به تفاوت قبول مىشد . از من خواستند ، من گفتم هرچه گرفتهايد اول سهميه مرا معين نماييد تا من حاضر شوم ، مجددا ديشب جمعه هم مرا بردند و همين اوضاع بود . بعد خيانتهاى ميرزا محمد على فرنقى را در عمل سردار حشمت كه با شيخ رضا ساخته و پدر سردار حشمت را درآوردند نمود . بعد من رفتم به خانه دكتر سيد محمد خان . مجله و پرويز هم آنجا بودند . صحبت انتحار ميرزا جواد خان را دكتر نمود كه تمام اين شهرتها ، دسيسه و تصنعى است و مطلب غير از اين است و رياضى انتحاركننده خودش نبود و مطالبى است كه نمىتوانم بگويم . به قدر ساعتى نشسته ، بعد بلند شده به خانه ميرزا محمد على فرنقى رفته ، نبود . به خانه تجلى رفته ، برادرش ناخوش بود ، عيادتش نمودم و خود تجلى رفته بود مريضخانه احمدى ، عيادت معينحضور . بعد بلند شده به خانه مشير اكرم رفته با شاهزاده معتمد الدوله قدرى صحبت . خداحافظى هم نموديم . خيال داشت روز دوشنبه از حضرت عبد العظيم نقل و كوچ بهسمت استرآباد نمايد . مقارن غروب بلند شده با مشير اكرم خداحافظى نموده ، بيرون آمدم . دو سبد آبكشى و دو دمكنى و يك من اسفناج از سرچشمه خريده با يك سير پنير . يگانگى دموكراتهاى تبريز آقا سيد اسد الله زنوزى درب دكان آقا شيخ حسين گيوهفروش رسيده ، حامل اسفناج شده ، در بين راه صحبت اينكه عناصر دمكراتها در تبريز به واسطه فشار دولتىها و انگليسىها يكى شدهاند و اينكه كربلايى على حريرى كه به طهران آمده بود معلوم شد كه روحش با مخالفين يكى بود و راپرتچى بود و اينكه با مشهدى حسين فشنگچى همدست شده است و اينكه انجمن آذربايجان در طهران حالا خوب شده و ممتاز الملك درست اداره مىكند ، صحبتها نموده .